
هستی
برچسبها:
ادامه مطلب
| Design By : shotSkin.com |

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آننيست ...
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در انتظار خواهم گريست و انتظار
............................................................................................
جهنمی بدتر از آن نيست...
كه مدام
به ياد بياوری
بوسه ای را
... كه اتفاق نيفتاده است. . .
واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داري و اشك مي ريزي
برات اشك ميريزه
براي كسي غمگين باش كه در غمت شريك باشه عاشق كسي باش
كه دوستت داره ...
هيچ وقت به كسي دل نبند چون اين دنيا اينقدركوچيكه كه
توش دو تا دل كنار هم جا نميشه
ولي اگه دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون
اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش
نمي كني
حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم بذار تو فرض محالم باتو باشم تا بمیرم
بذار عاشقت بمونم
حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب میدونم
بذار عاشقت بمونم
ميگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چتر باز ميکنی
ميگی عاسق برفی ولی از يه گوله برف ميترسی
ميگی عاشق پرنده ای ولی انو تو قفس زندونی ميکنی
ميگی عاشق گلهايی ولی اونا رو از شاخه ميچينی
چطور انتظار داری باور کنم وقتی ميگی دوست دارم؟؟؟؟
دلم گرفته.........
دلم عجيب گرفته است
و هيچ چيز نه اين دقايق روشن كه روي شاخه نارنج ميشود خاموش
نه اين صداقت حرفي كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست
نه....هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي رهاند
و فكر ميكنم اين ترنم موزون حزن
تا به ابد شنيده خواهد شد
سهراب سپهری
: مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود،
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود،
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود،
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود...
حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم بذار تو فرض محالم باتو باشم تا بمیرم
بذار عاشقت بمونم
حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب میدونم
بذار عاشقت بمونم
حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم بذار تو فرض محالم باتو باشم تا بمیرم
بذار عاشقت بمونم
حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب میدونم
بذار عاشقت بمونم
ادامه مطلب
خدایا منو ببخش اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم...
خدایا منو ببخش که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم...
خدایا منو ببخش که همیشه تو نمازم همه جا هستم الا در نماز...
خدایا منو ببخش یه وقتایی به خاطر نماز هیچ و پوچ و بی روحی که می خونم فکر میکنم لایق بهترین ها هستم.
خدایا منو ببخش که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه ی کافی وقت دارم؛ جز برای نماز خوندن و با تو بودن...
خدایا منو ببخش که ساعتهای متوالی رو با دیگران می گذرونم ولی موقع نماز خوندن از همه ی مستحبات فاکتور میگیرم...
خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستم رو با مهربانی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی...
خدایا منو ببخش اگه همیشه به فکر رضای همه ی هیچ ها هستم؛ ولی به فکر رضای تو که همه هستی نیستم...
خدایا منو ببخش که فکر کردن به هیچ ها ، غبار بر دلم نشانده تا نتوانم تو را بشناسم...
خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی تورو دشمن خودم میدونم و همه ی هیچ ها رو دوست خودم...
خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی یادم میره که تو خدایی و من بنده ات...
شاید تنها چاره اش فقط صبر باشه.
خدایا منو ببخش اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم...
خدایا منو ببخش که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم...
خدایا منو ببخش که همیشه تو نمازم همه جا هستم الا در نماز...
خدایا منو ببخش یه وقتایی به خاطر نماز هیچ و پوچ و بی روحی که می خونم فکر میکنم لایق بهترین ها هستم.
خدایا منو ببخش که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه ی کافی وقت دارم؛ جز برای نماز خوندن و با تو بودن...
خدایا منو ببخش که ساعتهای متوالی رو با دیگران می گذرونم ولی موقع نماز خوندن از همه ی مستحبات فاکتور میگیرم...
خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستم رو با مهربانی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی...
خدایا منو ببخش اگه همیشه به فکر رضای همه ی هیچ ها هستم؛ ولی به فکر رضای تو که همه هستی نیستم...
خدایا منو ببخش که فکر کردن به هیچ ها ، غبار بر دلم نشانده تا نتوانم تو را بشناسم...
خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی تورو دشمن خودم میدونم و همه ی هیچ ها رو دوست خودم...
خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی یادم میره که تو خدایی و من بنده ات...
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد
گفت: ( مرگ)
یه روز دروغ به حقیقت گفت: میای بریم دریا شنا کنیم؟
حقیقت ساده و زودباور پذیرفت...
وقتی به کنار دریا رسیدن تا حقیقت لباساشو در آورد،دروغ اونارو دزدید و فرار کرد...
از اون روز به بعد حقیقت عریان و زشت شد...ولی دروغ در لباس حقیقت زیباست....
خدایا
خسته شدم
دارم میمیرم
دارم دیوونه میشم....خسته شدم... روناک...همه چیزمو بردی...همه چیزو ازم گرفتی....زندگی رو ازم گرفتی
من مگه ازت چی می خواستم؟...سنگدل زیبای من...روناکم....می بینی امیرتو؟....می بینی؟....مگه بهت نگفته بودم که بدونت میمیرم بی وفا....نا مرد....آخه چطوری دلت اومد؟....مگه نمی گفتی تنهات نمیزارم....مگه قول ندادی گلم...پس چی شد....پس چی شد؟
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
نویسندگان
BLOGFA.COM





